تبليغاتX
نظرات شخصی هادی بیات...

نظرات شخصی هادی بیات...

در کاشان جایی بود منسوب به ابولولو. هیچ ریشه تاریخی هم نداشت. ولی سمبلی شده بود برای عده ای از شیعیان افراطی. این اواخر کلی به سر و وضع آن رسیده بودند. عید گذشته درش تخته شد و اکنون نیروی انتظامی آن جا را تحت اشغال خود درآورده است(عکس هایش را روی وبلاگ گذاشته ام). آن موقع به بعضی از دوستان گفتم که با این وضعیت که این دولت به پیش می رود با مصادره کردن تند ترین شعارهای مذهبی بیشترین آسیب را به این سمبل ها خواهد زد. همان موقع گفتم با افراط گرایی در ادامه خود بیشترین امتیازات را بابت ندانم کاری خود خواهد داد(البته اگر قصدی در کار نباشد). درباره بنیادگرایی گفته اند که در مواجهه با غرب خودش هم غربزده می شود. الان هم می گویم با این روند قدم بعدی تعطیل کردن جمکران است و بعد کم کم امام زاده ها و بعد حرم حضرت معصومه سلام الله علیها و ....

اما دلایل داخلی:

همه می دانیم که کسانی که اعتقادات ناب مذهبی دارند و خدا را در همه حال حاضر و ناظر بر اعمال خود می گیرند خیلی اندک اند. اسلام هم این حقیقت را پذیرفته و اصلا در بسیاری از احکام اشاره شده که مثلا برای جذب افراد به دین از فلان محل مثلا پول پرداخت شود. و نیز روایت هست که اگر از یک در فقر وارد شود از در دیگر ایمان خارج خواهد شد. یعنی معیشت درست، دین درست. دور و بر ما سلمان و ابوذر که نیستند ما همه آدم های معمولی هستیم با علقه ها و علاقه های مختلف. مذهب شیعه این تفاوت ها را در حد اعلا پذیرفته است. شما حتی انواع مختلف نگرش را می توانید در تعداد فراوان مراجع تقلید مشاهده کنید.

باری داستان امام حسین علیه السلام هم که جای خودش را دارد. از بچگی دیده ایم و دیده اید که جماعت داش مشدی ها(همان لات و لوت خودمان) چه تیپی عزاداری می کنند. در همه شهرهای ایران اغراق نیست اگر بگوییم یکی از پایه های اصلی عزاداری همین جماعت اند. می دانیم که مظاهر پیش گفته مال همین هاست و حالا اینها را از دور خارج کرده ایم.چرا؟ چون بلد نیستیم حیثیت خارجی خودمان را حفظ بکنیم در داخل عوضش را سر مردم در می آوریم.

می گویند این علم و کتل ها چشم هم چشمی می آورد و عزاداری را از حالت صحیح خودش خارج می گرداند. خدا وکیلی همه چیزمان حل شده و فقط مانده همین. دیگر در این مملکت دروغی نمی گویند، به مومنین تهمت نمی زنند، آبروی مومن را نمی ریزند، کارها را به ناصالح نمی سپرند، بیت المال را به در و دیوار نمی زنند، ده ها پست ندارند و از ده ها جا حقوق نمی گیرند، هتاکان و پرده دران را آزاد نگذاشته اند تا به عرض و آبروی سابقون تعدی کنند، دلقکان و مسخرگان بر مسانید تکیه نزده اند، بچه ها بر کارها سوار نشده اند و هزار گیر دیگر که الحمدلله به دست با کفایت مدعیان انحصاری دین و شریعت حل و فصل شده است و فقط مانده حل و فصل چشم هم چشمی علامت بلند کن ها و هیأت های حسینی.

در بسیاری از روستاها علامت های دسته ها محل گرفتن حاجت برای مردم آن مناطق است. درست و غلط بودنش را کار ندارم. برای برخورد با یک فرهنگ که به مدعای عده ای غلط است کار فرهنگی می کنند. گرفتن باورهای یک قوم بدون جایگزین ساختن آن با باورهای دیگر که همان کارکرد را در مسیر به زعم ما درست پوشش دهد جز از هم گسیختگی فرهنگی و سرگشتگی نتیجه دیگری نخواهد داشت. حال اگر از نظر اقتصادی مردم را تامین بکنند باز یک چیزی ولی در این حالت جز این که ایشان را به دامن باورهای غلط دیگر بیاندازند کار دیگری نکرده اند. وهابیون دقیقا از همین نادانی برخی دست اندرکاران در مناطق زیادی از ایران بهره برده اند. ...ادامه دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 8:52  توسط هادی بیات  | 

   داستاني است اين ابولولو و من هم بنا ندارم وارد جزئيات آن بشوم. فقط يك مطلب هست كه خيلي ناراحتم مي  كند. جهان كوچك شده است. امكان ندارد در يك جا كاري بكني و سريعا خبرش عالمگير نشود. بارگاهي بود كه به هزار و يك دليل تاريخي و علمي ممكن نبود ابولولو پايش به آن جا رسيده باشد. عده اي آن جا مي رفتند و يواشكي كارهايي مي كردند. گفته اند مربوط به يكي از بزرگان صوفيه است. يك هو همان كساني كه ايران را بالكل در نظام بين الملل زمين گير كرده اند پيدايشان شد. از قم تور براي ابولولو گذاشته بودند. يكي نيست بگويد از كنار دختر پيغمبر خدا به يك جايي كه معلوم نيست درست باشد و تازه مشخص است كه شلوغ كردن آن جا بعدها مشكل ساز خواهد شد، كدام آدم نادان زائر مي برد. چه كنيم كه دور دور نادان هاست. يك روز از آن جا رد مي شدم ديدم ماشين يكي از سفارت خانه ها آن جا ايستاده و عكس مي گيرد. گفتم اين آتشي به پا خواهد كرد و كرد. بعد آقاي تسخيري با درخواست يوسف القرضاوي مفتي مصري امارات المسكن! اعلام كرد كه اين جا اختلاف افكن است و ابولولو اصلا حد خورده بوده و در همان مدينه خودكش كرده و از اين حرف ها و همان جوري كه اوج گرفته بود سقوط كرد و عكس خودش گوياست كه چه شده است. اما آيا نمي شد خودمان فتيافراط له را قبل از در خواست آن مفتي پايين مي كشيديم. والله راحت مي شود آينده اي را متصور شدكه به خاطر گير دادن به اعمال و آداب مشكوك اصل مناسك صحيح و زيارت هاي معتبرمان را زير سوال ببرند و يا محترمانه مجبورمان كنند كه از شيعه گريمان دست برداريم و يا اين كه مانند سامرا آن بلا را سر بارگاه امامان معصوم عليهم السلام بياورند و بعد محكم بايستند و نگذارند بازسازي كنيم چنان كه كرده اند. 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 0:42  توسط هادی بیات  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 0:13  توسط هادی بیات  | 


خدا رحمت كند آقاي توسلي را. تشييع جنازه باشكوهي از او به عمل آمد. جالب بود كه نماز ظهر و عصر حرم به امامت حاج حسن آقا خميني اقامه شد و همه به او اقتدا كردند حتي مراجع تقليدي چون حضرات آيات عظام صانعي و بيات. خدا رحمتش كند عاش سعيدا و مات سعيدا. بلكه سخنان لحظه وفات و عقده هاي ناگشوده اش كه كمي از آن را فرصت كرد به زبان بياورد پنبه قانون شكني برخي از نظاميان و مدافعان بي حياي شان را بزند و لااقل در اين انتخابات كمي به روش امام(ره) بازگرديم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 0:47  توسط هادی بیات  | 

 

 قمه زنی را هیچ وقت دوست نداشتم. همیشه بلند کردن علامت در روزهای محرم برایم عجیب می آمده است. زنجیر زدن به نظرم حرکتی خودآزارانه بود. و بسیاری نظرات دیگر. اما آیا اینها برای من حق ایجاد می کند که جلوی دیگران را هم بگیرم یا به آنها برای این نوع خاص اعتقادشان طعنه بزنم؟

می گویند چه بخواهیم و چه نخواهیم بر اثر پیشرفت هایی که در امر ارتباطات و تکنولوژی رسانه ای رخ داده تصاویر این نوع خاص از عزاداری ها در معرض دید جهانیان قرار گرفته است و دیگر نمی شود از این امور دفاع کرد و اینها باعث وهن مذهب اند و غیره و ذلک.

به قول ترک ها کج بنشینیم ولی درست و راست صحبت بکنیم. در اسپانیا رسمی هست که گاوها را در شهر رها می کنند و خودشان به هر دلیل جلویش می دوند و دیگر خودتان هم دیده اید. ببخشید تا ماتحت فراریان پاره می شود. اما رسم است و محترم و نه صدای اعتراض گروه های طرفدار حقوق حیوانات شنیده می شود، نه که نباشد، و نه صدای گروه های حقوق بشری! اتفاقات نفرت انگیزی که در بعضی از کنسرت های این گروه های عجیب و غریب رخ می دهد. به خاطر عکس های سوءاستفاده جنسی از کودکان که در اینترنت الی ماشاءالله وجود دارد نه دولت های خاص و نه مذاهبی که باعث و بانی آنهایند مورد بازخواست قرار نمی گیرند. و موارد دیگر.

حقیقت این است که به چند دلیل خاص نمی توانم منع قمه زنی و این مظاهر را بپذیرم. دلیل اصلی و بیرونی به نوع تعامل نظام اسلامی با جهان مربوط است. تا موقعی که عقل در تصمیم گیری های ما در سیاست خارجی مان نقش درخور ندارد اوضاع همین گونه خواهد بود. هرچه جایگاه یک کشور در نظام بین الملل تضعیف شود همان اندازه مورد تعدی و درازدستی سایر دولت ها قرار می گیرد. تا جایی که ترکمنستان که هیچ جایگاهی در این نظام ندارد گاز ایران را قطع می کند و باید منتظر بقیه هم باشیم. ..ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 10:3  توسط هادی بیات  | 

غلط ننویسیم تا غلط نکنیم

 

بعضی کلمات غلط هستند که به مرور زمان جا می افتند و بر اثر تکرار کم کم جای درست ها را هم می گیرند . از این غلط های معروف کلمه توسّط است. مثلا گفته می شود حسن توسّط ماشین به تهران رفت. یا حسن توسّط نامه پیغامش را رساند. توسّط به معنای حد وسط است و در نگاه دقیق تر انسان به یاد وسط و بین می افتد. استعمال این لغت در معنای به کار رفته در جملات بالا غلط و نازیبا است با این که خیلی وقت است که بدین گونه استعمال می شود. پس بهتر است بگوییم حسن به وسیله ماشین به تهران رفت یا مثلا حسن با ماشین به تهران رفت.(برگرفته از کتاب غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی).

اما فقط در محدوده لغات نیست که بر اثر تکرار یک واژه در معنی واژه دیگر به کار می رود. متاسفانه به نظر می رسد تکرار تبدیل به عنصری مشروعیت بخش برای هر چیزغلطی شده است. صدا و سیمای خودمان را ببینید پر است از انسان هایی که با استفاده از همین قاعده تبدیل به کارشناس و عالم و آیةالله و دکتر و هزار چیز دیگر می شوند. با تکرار ما باور می کنیم که این امر درست یا غلط است. ابتدا یک دروغ را می گویند و بعد پروارش می کنند و تکرار می کنند و اصلا آن را مبدأ تاریخ قرار می دهند. البته دانایان می دانند که با این کار به دنبال چه هستند ولی چه کنیم که این تکرار آن قدر معانی را در غیر واقع تحمیل می کند که صاحبان بینش هم به اشتباه می اندازد. مصادیقی که برای بسیاری از واژه ها معرفی می شوند گاهی آن چنان از آن جایگاه فاصله دارند که در ابتدا همه اعتراض می کنند ولی به مرور و بر اثر جسارت مبدعان در تکرار آن امر به صورت حقایقی مسلم در می آیند و اصلا مصادیق اصلی فراموش می شوند. واژه هایی چون عدالت، تقوا، انتظار، انقلاب اسلامی، مردم سالاری، آزادی و... آن قدر در معانی غیر واقعی به کار رفتند و یا به قول امام علی علیه السلام معنای باطل از آنها مراد شد که اکنون کاملا از معنی اصلی دور گشته اند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 8:50  توسط هادی بیات  | 

به نام خدا

اول دفتر

اکنون که دارم این خطوط را می نویسم از یک سو خوشحال هستم که بعد از مدت ها توانسته ام من هم وارد وادی قلم زنان در این فضای لا یتناهی که بعضی مواقع بزرگی اش می ترساندم، بشوم. و از دیگر سو به خاطر وقایع اتفاق افتاده در دور و برم غمگینم. نمی دانم به خاطر اعتقادات دینی است، به خاطر تربیت خانوادگی است یا به خاطر چیز دیگر، هر چه هست نتوانسته ام در برابر وقایع اطراف بی تفاوت باشم. در سوریه فرمانده ارشد حزب الله را ترور می کنند، در کنیا کودکان را زنده در آتش کباب می کنند، در پاکستان شیعیان را قطعه قطعه می کنند، جنگل های شیلی در آتش حماقت و ندانم کاری بشر می سوزند، در ایران که قربانش بروم کلکسیون ندانم کاری کامل ترین است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 10:31  توسط هادی بیات  |