در کاشان جایی بود منسوب به ابولولو. هیچ ریشه تاریخی هم نداشت. ولی سمبلی شده بود برای عده ای از شیعیان افراطی. این اواخر کلی به سر و وضع آن رسیده بودند. عید گذشته درش تخته شد و اکنون نیروی انتظامی آن جا را تحت اشغال خود درآورده است(عکس هایش را روی وبلاگ گذاشته ام). آن موقع به بعضی از دوستان گفتم که با این وضعیت که این دولت به پیش می رود با مصادره کردن تند ترین شعارهای مذهبی بیشترین آسیب را به این سمبل ها خواهد زد. همان موقع گفتم با افراط گرایی در ادامه خود بیشترین امتیازات را بابت ندانم کاری خود خواهد داد(البته اگر قصدی در کار نباشد). درباره بنیادگرایی گفته اند که در مواجهه با غرب خودش هم غربزده می شود. الان هم می گویم با این روند قدم بعدی تعطیل کردن جمکران است و بعد کم کم امام زاده ها و بعد حرم حضرت معصومه سلام الله علیها و ....
اما دلایل داخلی:
همه می دانیم که کسانی که اعتقادات ناب مذهبی دارند و خدا را در همه حال حاضر و ناظر بر اعمال خود می گیرند خیلی اندک اند. اسلام هم این حقیقت را پذیرفته و اصلا در بسیاری از احکام اشاره شده که مثلا برای جذب افراد به دین از فلان محل مثلا پول پرداخت شود. و نیز روایت هست که اگر از یک در فقر وارد شود از در دیگر ایمان خارج خواهد شد. یعنی معیشت درست، دین درست. دور و بر ما سلمان و ابوذر که نیستند ما همه آدم های معمولی هستیم با علقه ها و علاقه های مختلف. مذهب شیعه این تفاوت ها را در حد اعلا پذیرفته است. شما حتی انواع مختلف نگرش را می توانید در تعداد فراوان مراجع تقلید مشاهده کنید.
باری داستان امام حسین علیه السلام هم که جای خودش را دارد. از بچگی دیده ایم و دیده اید که جماعت داش مشدی ها(همان لات و لوت خودمان) چه تیپی عزاداری می کنند. در همه شهرهای ایران اغراق نیست اگر بگوییم یکی از پایه های اصلی عزاداری همین جماعت اند. می دانیم که مظاهر پیش گفته مال همین هاست و حالا اینها را از دور خارج کرده ایم.چرا؟ چون بلد نیستیم حیثیت خارجی خودمان را حفظ بکنیم در داخل عوضش را سر مردم در می آوریم.
می گویند این علم و کتل ها چشم هم چشمی می آورد و عزاداری را از حالت صحیح خودش خارج می گرداند. خدا وکیلی همه چیزمان حل شده و فقط مانده همین. دیگر در این مملکت دروغی نمی گویند، به مومنین تهمت نمی زنند، آبروی مومن را نمی ریزند، کارها را به ناصالح نمی سپرند، بیت المال را به در و دیوار نمی زنند، ده ها پست ندارند و از ده ها جا حقوق نمی گیرند، هتاکان و پرده دران را آزاد نگذاشته اند تا به عرض و آبروی سابقون تعدی کنند، دلقکان و مسخرگان بر مسانید تکیه نزده اند، بچه ها بر کارها سوار نشده اند و هزار گیر دیگر که الحمدلله به دست با کفایت مدعیان انحصاری دین و شریعت حل و فصل شده است و فقط مانده حل و فصل چشم هم چشمی علامت بلند کن ها و هیأت های حسینی.
در بسیاری از روستاها علامت های دسته ها محل گرفتن حاجت برای مردم آن مناطق است. درست و غلط بودنش را کار ندارم. برای برخورد با یک فرهنگ که به مدعای عده ای غلط است کار فرهنگی می کنند. گرفتن باورهای یک قوم بدون جایگزین ساختن آن با باورهای دیگر که همان کارکرد را در مسیر به زعم ما درست پوشش دهد جز از هم گسیختگی فرهنگی و سرگشتگی نتیجه دیگری نخواهد داشت. حال اگر از نظر اقتصادی مردم را تامین بکنند باز یک چیزی ولی در این حالت جز این که ایشان را به دامن باورهای غلط دیگر بیاندازند کار دیگری نکرده اند. وهابیون دقیقا از همین نادانی برخی دست اندرکاران در مناطق زیادی از ایران بهره برده اند. ...ادامه دارد

