تبليغاتX
نظرات شخصی هادی بیات...

نظرات شخصی هادی بیات...

      عصري به يك قصابي رفته بودم براي خريد گوشت. تلويزيون طبق رويه معمول اين روزها مشغول نقل حوادث غزه بود. قصاب گفت آخه اين همه دم از حقوق بشر مي زنند چرا هيچ حركتي براي دفاع از اين مردم مظلوم نمي كنند. گفتم من يك كم تحليل ام از اين قضايا فرق داره با اون چيزي كه تلويزيون احمدي نژاد داره نشون مي ده. گفت مي گن اسراييلي ها اين زمين هارو خريده بودند و فلسطيني ها حرف بي خود مي زنند. جا خوردم از اين تغيير موضع سريع. گفتم در اين كه اسراييلي ها خبيث و جنايت كارن شكي نيست بلكه حرف من چيز ديگري است. باري غرضم از نقل اين سخن ميزان درك ما از كاري است كه تحت بمباران تبليغاتي انجام مي دهيم. والله من احساسم اين است كه نه اين گونه نفرت داشتن به درد مي خورد و نه آن گونه همدردي. شبيه قضاياي كوفه است يك روز تحت تبليغات مسلم بن عقيل و ديگر شيعيان چند ده هزار امضا براي اباعبدالله عليه السلام جمع مي شود و نامه ها روانه مي شود و چند روز بعد همان قوم تحت تبليغات پسر مرجانه مسلم را مي كشند و براي كشتن پسر پيامبر صلي الله عليه و اله راهي بيابان كربلا مي گردند و مي شود آن چه شد. به خدا چشمم آب نمي خورد از اين همه مصاحبه هاي جوگيرانه و شعارهاي احساساتي. نامه آخر امام(ره) يادم مي آيد هماني كه آقاي هاشمي رو كرد. نوشته بود كه فرماندهان جنگ نوشته اند كه استقبال مردم از جبهه ها كم شده است. خميني حضور داشت و همين ها يا پدران شان از جبهه رفتن ابا داشتند. بماند. خدا به مردم بينوا و مظلوم فلسطين رحم كند كه آن ملعون هاي صهيونيست يك جور مي كشندشان و .......

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 22:54  توسط هادی بیات  | 

آقای کروبی یک سفر به پاکستان رفته بود و در یکی از میادین اصلی اسلام آباد چنان مورد استقبال مردم قرار گرفته بود که انتهای جمعیت را نمی دیده! با کلی شعف گفته بود چند میلیون اند؟ عرض کرده بودند هفتاد هزار نفر! بعد افزوده بودند این میدان اجتماعات ماست و ما می دانیم خانه پرش دقیق چند نفر این جا را پر می کنند. آقای کروبی با همان صداقت همیشگی گفته بود ما در ایران به این می گوییم جمعیت میلیونی! مثل این که آقای هاشمی در سفر کره اش از طرف کیم ایل سونگ رهبر فقید کره مورد این پرسش قرار گرفته بود که شما با این شعارهای عجیب و غریب تان چه جور می فهمید مردم پشت سرتان هستند یا نه؟ آن بزرگوار هم فرموده بود راه پیمایی های میلیونی کفایت نمی کند؟ آن یکی بزرگوار هم جواب داده بود که ما خودمان این کاره ایم و خوب بلدیم راه پیمایی راه بیاندازیم. و بعد مثل این که توضیحاتی راجع به متدولوژی! ره پیمایی و از این حرف ها داده بود. الحمدلله ما در این جا آخر همه چیز هستیم. راهپیمایی های عجیب و غریب کمونیستی شوروی و چین و کشورهای هم پیمان شان و آلمان هیتلری الحمدلله در فیلم ها ثبت شده اند و هیچ کس در شکوه و جلال شان ان قلت نمی آورد ولی به راستی هیتلر چه شد؟ موسولینی کجا رفت؟ چه به روز لنین و استالین و آن ایدئولوژی عجیب و غریب شان آمد؟ خوب شان مائو بود که عکس اش را محترمانه پایین آوردند. چرا چین الان راه پیمایی و استقبال و از این کارها راه نمی اندازد. چرا انرژی ای که در شعار دادن به هرز می رود را به کارخانه ها و صنایع منتقل کرده است؟ نمی دانم شاید ما می فهمیم و هیچ کس دیگری نمی فهمد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 8:32  توسط هادی بیات  |