دعای معروفی بود که از پس هر نمازی یا در ملاقات با امام آن را از ته دل سر می دادیم که خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رو نگهدار و الخ. الان هم تغییرش داده اند و باز بعد نمازها تکرار می کنند یا در ملاقات با رهبری. قطعا خیلی ها هم خالصانه می خوانند خدا را.
اما عجیب است که وقت رفتن که شد نه خدا لحظه ای مکث کرد و نه امام. آن خلوص ها و صفای قلب ها انگار هیچ بوده و هیچ. خداوند گویا غرض اش از دعا استجابت نیست. اما خودش فرموده که ادعونی استجب لکم. خدا که دروغ نمی گوید. دروغ و کذب را در سیستم خداوندی راه نیست!
بحث من اینها نیست. با این که بد هم نیست پرداخته شود به این که در دعا کردن واقعا اصل بر استجابت است یا خداوند دلیل دیگری دارد که ما را تشویق به دعا می کند؟ البته باز هم تاکید دارم بر ظاهر آشکار و متین آیه ای که آوردم. یعنی قطعا غرض ما از دعا کردن گرفتن حاجت است و خداوند هم در پی استجابت و بر آوردن خواهش ماست. در حد هیچ است دعایی که در آن دنبال چیزی نباشند. این که پیامبر خدا صلی الله علیه واله دنبال چه بوده یا اهلبیت علیهم السلام، باید از خودشان پرسید ولی مومنین، اولیاء، عرفا، زهاد و همه و همه دنبال گرفتن چیزی از خدا هستند.
باری، نظام مقدس ما هم شدیدا ترویج می کند دعا کردن را. البته من فعلا روی ایدئولوژیک شدن دعا بحث نمی کنم. زیرا این خودش مطلب مهمی است و می شود دلیل آورد که کل دین ایدئولوژی نظام ماست برای ماندن در قدرت و حفظ آن. این جا می خواهم چیزی دیگر بگویم.
غیر از موارد بالا، تقریبا در اکثر ادارات صبح پنج شنبه زیارت عاشورا دارند. و حتما صبحانه ای هم می خورند بعدش. حال اگر این زیارت باعث شود مثلا قدری از وقتی که باید برای مردم بگذارند از دست برود، یا حضور در آن امتیازی باشد برای شرکت کننده فارغ از شایسته گی های علمی و فنی، دیگر اینها را من نمی دانم.
من حرفم در این است که تشکیل جلسه زیارت عاشورا قطعا برای این است که اولا کارمند کمی نورانی شود و معنویت اش بالا بزند و دوما فضا آکنده از معنویت گردد و این معنویت در نحوه ارائه خدمات موثر باشد یا این که اهداف الهی شود و الخ.
این که گفتم مربوط به ادارات تخصصی بود. یعنی جاهایی که علم و دانش و فن یعنی علوم زمینی و عرفی حرف اول را می زنند. مثلا اقتصاد و دارایی یا بانک و یا صنایع و مانند اینها.
اما مثلا نهادی داریم مانند جهاد. که قاطی شده است با کشاورزی و این بلبشوی فعلی از داخلش درآمده. یادم است می گفتند که مثلا تعهد جهادی با تخصص کشاورزی ها مخلوط شود و انشاءالله یک سوسپانسیون مومنانه از آن بیرون بیاید! همان موقع آقای کلانتری اعتراض کرد و آمار جالبی داد که معلوم شد متخصصان کشاورزی شهدای بیشتری تقدیم نظام کرده اند تا متعهدان جهادی! معلوم شد که تعهد مثلا چاپ پوستر و بروشورهای مذهبی است تا خدمت واقعی و مطابق وظیفه! گویی آن متخصص چون به وظیفه اش عمل می کند و وقت اش نمی رسد که در دعا و زیارت شرکت کند و یا پول بیت المال را هزینه چاپ چیزهای محترم مثل دعا و قرآن ولی نامربوط به جایگاه، واقعی نمی کند پس متخصص است و باید تعهد را از آن کسی یاد بگیرد که اتفاقا کاملا غیر شرعی عمل می کند. وارونه شدن دین رسما!
بارها دیده ایم که کارمند مشغول خواندن دعا است. یعنی وقتی که برای مردم است را به عبادت با خداوند تخصیص داده است! با این استدلال نهان چه اعتراضی می شود کرد؟
نتیجه ای که تا این جای بحث می شود گرفت این است که واقعا نظام اسلامی ما برای دعا در مناسبات خود جایگاه ویژه ای قائل است. یعنی واقعا حساب باز کرده است روی این مطلب. حال یا می خواهد این طور نمود داشته باشد و یا واقعا معتقد است. مثلا در انتخاباتی که احمدی نژ اد غالب آن بود شنیدم که به دسته های بزرگی ذکر و دعا با اعداد و ارقام خاص داده بودند تا بالاخره از طریق این اوراد و اذکار پیروز میدان شوند. البته خیلی های دیگر هم نذز و نیاز می کنند که خدا از این طریق شر احمدی نژاد را از این کشور و مملکت کم کند! موشک جواب موشک!
یک بار آقای جنتی در نماز جمعه می گفت که دست بردارید از دارو و دکتر و با دعا و اینها از خدا شفا بگیرید. چیزی در همین مایه ها. آن سال ها این حرف با تیتر دعا درمانی کلی مایه مسرت حضار شد! البته آقای جنتی به مصداق علما امتی افضل من انبیاء بنی اسراییل خود را بالاتر از حضرت موسی علیه السلام می دانسته وگرنه قطعا در یاد داشته که خداوند یکبار که موسی علیه السلام بیمار شده و از خداوند شفا طلبیده بود آن حضرت را مستقیما شفا نداد و به پزشک احاله کرد!
باری اینها مشخص می کند که واقعا دعا موضوعیت دارد در این سیستم.
اما این بد است یا خوب؟ چه می دانم. معمولا زود جواب می دهیم که اگر خلوص باشد عیبی ندارد ولی آیا این حرف ها خالصانه نیست؟ برعکس من معتقدم خالصانه هست. هم آن کسانی که ماندن امام را می خواستند و هم ماندن رهبری را، هم ماندن احمدی نژاد و هم نابودی احمدی نژاد را و هم آقای جنتی و هم همه ایرانی هایی که گیر می کنند، همه خالص اند. آدم مشکل داشته باشد خالص می شود. بعید می دانم ایرانی بی مشکل داشته باشیم. در هر صورت فکر می کنم که باید یک فکری برای این خلوص بکنیم. مشکل دارد این خلوص...
