تا کنون وبلاگ چند خواننده بیشتر نداشت. شبیه یک قهوه خانه ای بود در یک جای پرت. رهگذرانی رد می شدند و گاهی یک چایی باهم می زدیم. البته معدود بزرگوارانی بوده و هستند که با خواندن و نقد مطالب مرا می نوازند. من هم اصراری نداشته و ندارم که مطالبم را کسی ببیند. عقیده ام این بوده و هست که آدم باید حرف بزند یا در مثل این جایی، بنویسد. اما این چند روز به دلایل بیرون متنی! تعداد مسافرانی که از این طرف رد می شوند زیاد شده است. حرف هایی هم دارند. خصوصی و عمومی. من که عددی نیستم ولی بی ادبی است جواب ندادن. خواستم جلوی مطالب شان بنویسم اما آن جا باید موجز نوشت و من هم به مرور ایجاز را کنار گذاشته ام. شاید از ذوق این بازدیدها باشد. باری تصمیم گرفتم به یکی از این پیام ها کمی بپردازم. خانم یا آقایی به نام سونیا! شرکت کنندگان سبزپوش در نماز جمعه را عده ای سگ باز از خدا بی خبر و در پی آزادی جنسی و مانند اینها خوانده است که البته به خاطر همین خصایص شان پشت سر یک دزد نماز می خوانند و در آخرهم فرموده نماز جمعه هم نجس شد و ضمنا میرحسین هم قول آزادی نامحدود به اینها داده بوده است!
1-در کشوری ظاهرا اسلامی زندگی می کنیم. کتاب های روایی و حدیثی فراوانی هم در دسترس هست. آمیرزا جواد آقا ملکی در المراقبات یا کتابی دیگر آورده که در قیامت جبرئیل علیه السلام از روی جهنم عبور می کند و متوجه شعاع های نوری می شود که از دل آتش به بالا کشیده شده است. از خداوند سوال می کند. خطاب می آید نور قرآنی است که از حنجره یا دل قاریانی به آسمان بلند می شود که عامل به آن چه می خواندند نبودند. روایاتی هست که از عذاب و عقاب عالمان بدون عمل می گوید. آنهایی که در مقابل امیرمومنان ایستادند اتفاقا بسیاری شان حافظان قرآن و کاتبان وحی و نماز شب خوان و اهل مسجد بودند. امام خمینی هم اتفاقا دلش از گروه جاهلان متنسک و عالمان متهتک خون بود و هر دو این گروه در زمره متدینین ظاهری هستند.
شاهد زیاد هست. آورده تا بدانیم حتما آنهایی که در نماز جمعه و جماعات شرکت می کنند همه شان خوب نیستند و آنهایی که شرکت نمی کنند همه شان بد نیستند. پس قرار نیست آنهایی که شرکت نمی کنند اگر رفتند آن جا نجس شود. و مهم تر این که اسلام بیشتر از جانب کسانی ضربه خورده که ظاهرالصلاح بوده اند تا این به قول شما سگ بازها! آخرالزمان هم قرار است جلوی حضرت حجت عالمان بایستند و ظاهر روایات هم نشان می دهد که قدرت هم در دست آنهاست و مردم هم بدیشان اقبال دارند.
2-مرتضی آوینی سخنی دارد بدین مضمون که بین حسینیان و یزیدیان دره ای است که گویا پر هم نخواهد شد. ملخص کلام این که یک روزی می آید که یزیدیان خالص می شوند و حسینیان هم خالص و می افتند جان هم. این نگاه نتیجه اش طرد و راندن است. حسینی خالص کو که برویم دست و پایش را ببوسیم؟ یزیدی خالص کو که برویم حالش را بگیریم؟ هیچ کدام چنین ادعایی ندارند. البته گویا حسینیانی در مجلس هست که چنین ادعایی دارد! شب دراز است و قلندر بیدار!
اما من و ما وظیفه داریم تعداد حسینی ها را زیاد کنیم نه این که روز به روز به خیال خودمان آنها را خالص بگردانیم. امام حسین علیه السلام در مقابل سپاهی که برای قتل و غارت آمده بودند ایستاد و بالاخره یک حر را از آنها کند. اگر دره عمیق و پرنشدنی ای باشد که توبه و بازگشت کشک است. با این دره هول انگیز بازگشت حر را چه جور توضیح بدهیم؟ حتما حر ریاحی یک پرش بلند کرد و از روی دره پرید! خیلی حرف است که عامل متوقف ساختن اهلبیت در کربلا و یکی از کسانی که باعث آن فجایع بعدی شد می تواند برگردد!
اگر امام حسین مقابل آنها می ایستاد و می گفت ای گروه حرامزاده گان، ای سگ بازان و ای فلان فلان شده گان. الان چه طور قضاوت می کردیم.
می بینی سونیا علی الحساب تو در جایگاه حسینی و ما در مقابل. خدا وکیلی حسین برای وصل کردن آمده بود یا فصل کردن؟
3-آن جا اشاره کردم که کسی که اصل را پیدا کرده باشد فرع پی آن می آید. اما کسی که در فرع گرفتار باشد مصیبت زده است. این که می آید جلوی دوربین می ایستد و این گونه نماز می خواند می توانست نخواند. می توانست کنار بایستد و از دور سنگ بیاندازد. فحش بدهد. می داند می شناسندش. می گیرندش. می برندش و الخ. پس چرا می آید؟ چرا خودش را جلوی گلوله و یا زندان و شکنجه می اندازد؟ او اصل را یافته. روح نماز عدل است. روح نماز حق خواهی است. یکی نمازی می خواند مطابق ترتیبات فقهی ولی بدون روح. یکی نمازی می خواند بدون آن ترتیبات ولی با روح. ای مرد یا زن مومن! خواجه ربیع معروف موقع شهادت امام حسین در سجده بود. بعد نماز به او خبر دادند. گفت وای بر قومی که فرزند پیامبرشان را می کشند. بعد تا آخر عمر استغفار می کرد که چرا آن جمله را در غیر یاد خدا گفتم! تاسف بر قتل حسین می شود جمله ای در غیر یاد خدا. باور کن خواجه ربیع خوب بلد بوده نماز خواندن را.
4-انسان شریف تو از کجا می دانی اینها همه دنبال آزادی جنسی اند؟ ماشاءالله پیروان این دولت همه گی ضمیرخوان و صاحب هاله نورانی اند. از کجا فهمیدی همه سگ بازند؟ نکند سگ های شان را هم آورده بودند؟!کی میرحسین بینوا قول آزادی بی حد و حصر داد؟ من به آقای کروبی رای دادم اما به میرحسین ارادت دیرینه دارم. از یک تکیه ای به نام حضرت قاسم که ایشان آن موقع که نخست وزیر بود به آن جا کمک می کرد. ما آن موقع شانزده هفده ساله بودیم. بماند. به قول علما وما ادراک میر حسین؟ حالا هر سیلی خورده از امام و انقلاب به خودش اجازه می دهد نام میرحسین را بیاورد ما فکر نکنیم چیزی از ارزش های او کم می شود. اینها کینه های بدریه است که سرباز کرده. طرف از برکت خون شهدا و زحمت امثال میرحسین ها الان صاحب جاه و مقام شده است و حالا به خودش اجازه می دهد نام او را با بی ادبی ببرد. نصیحت می کنند سید را. از نظام و انقلاب برایش حرف می زنند. ای داد بیداد. امام علی علیه السلام هنگامی که قرآن بر سر نیزه کرده بودند می فرمود قرآن ناطق منم. انقلاب و نظام یعنی میرحسین. امام یعنی میرحسین. تمام صحبت ها و حرف های این مرد در چارچوب میراث امام بود. از آن فراتر نرفت. کی قول آزادی نامحدود داد؟ و اصلا یک بچه انقلاب مانند میرحسین وقتی از آزادی حرف می زند دیگر خیلی باید مغرض باشیم که تشخیص ندهیم چه می گوید. او فقط گفت بساط این دولت دروغ و ریا را جمع کنیم.
5-پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود در موضع داوری نمی نشیند مگر پیامبر مرسل و یا انسان فاسق. یعنی رسما نمی شود داوری کرد. کار سختی است. من هم داوری کردم. از زنی گفتم که دهانش باز نمی شود مگر به فحش و پرده دری. بدبختی حجاب سفتی هم دارد. به شهادت دکتر خزعلی ادعای ارتباط با غیب هم دارند خودش و شوهرش! نماز این زن به چه دردی می خورد. نماز امثال این زن به چه دردی می خورد؟ داوری من بین دو چیز آشکار بود. حرمت مومن از کعبه هم بالاتر است. کعبه قطعا از این نماز جمعه ما چه ملکش و چه ماهیتش برتر و بالاتر است. مومن از آن هم ارزشمند تر است. آن خانم به راحتی با حیثیت مومنان بازی می کند. چه طور آن جا کعبه نجس نمی شود؟
6-اما آقای هاشمی. عبدالمطلب موقعی که نزد ابرهه رفت گفت شترهای مرا بده. ابرهه گفت فکر کردم آمدی وساطت کنی کعبه را خراب نکنم. گفت: آن جا خودش صاحب دارد. من دنبال شترهایم آمده ام. آقای هاشمی خودش صاحب دارد. من فقط از چیزی که مربوط به من بود دفاع کردم. شاید یک روز او هم به من مربوط شد. خدا را چه دیدی!
7-آن پرت را هم به دل نگیرید.
