خدا امام را رحمت کند بعضی موقع یک حکایاتی می آورد که خوب رسا بود. یک بار برای رساندن ترس ضعفا از اقویا و این که عامل ترس خود این اقویا هستند حکایتی تعریف می کرد. می گفت مرد ترسناکی بچه ای را در آغوش گرفته بود و بچه از ترس آن مرد گریه می کرد. مرد هم او را تسلی می داد و می گفت نترس من اینجام! شبیه حال آقای موسوی و کروبی است و این که چرا به شورای نگهبان شکایت نمی برند!
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 19:17  توسط هادی بیات
|